حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2667
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
شروع پارتيها بجنگ وحشتآور بود ، زيرا با فريادها ، غوغا و همهمه حمله ميكردند و در اين وقت صداى طبل و دهل مانند غرّش رعد در اطراف و اكناف ميپيچيد . پلوتارك گويد ( كتاب كراسّوس ، بند 29 ) : پارتيها خوب دريافته بودند ، كه در انسان هيچ حاسّهاى مانند حاسّهء سامعه متأثر نميشود ، اين صداها اثرى غريب در روميها ميگذارد و آنها را مرعوب ميساخت . از شيپور و كارناى در قشون پارتى خبرى نيست ، بنابراين بايد گفت ، كه اين آلت جنگ را نداشتهاند . در جنگ اردوان پنجم با روميها ديده مىشود ، كه پارتيها شترسوارانى غرق آهن و پولاد دارند . از چه وقت چنين سپاهى ترتيب داده بودند ، معلوم نيست ، ولى چنين به نظر ميآيد ، كه در اواخر دولت پارت اين سوارهنظام بوجود آمده و جهت آن از اينجا بود ، كه شتر سنگينى مرد مسلّح را بيشتر و بهتر تحمّل ميكرد ، سوار بلندتر مينشست و بهتر ميتوانست تير اندازد ، ولى با اين وصف سوارهنظام مزبور قوى نبود ، زيرا روميها گلولههاى خاردار « 1 » بميدان جنگ ميپاشيدند و شترها ، كه نعل نداشتند ، نميتوانستند بىمانع بدوند ، چه اين خارها بپاهاى شتران فرورفته آنها را از كار ميانداخت . كليّة چنين به نظر ميآيد ، كه از اين اختراع در عهد قديم به زودى صرفنظر كرده باز اسب را بر شتر ترجيح دادهاند . از بيرق نظامى پارتيها ذكرى نشده و نميدانيم چه بوده . راجع باسلحهخانه و ذخيره و جبّاخانه از جنگ با كراسّوس ديده مىشود ، كه ارّابههائى پر از تير در پشت صفوف پارتى حاضر و آماده بوده و تيراندازان پارتى ، هرزمان تيرهايشان تمام ميشده ، دور زده و باسلحهخانه درآمده به قدر كفايت تير برميگرفتهاند . چنان كه پلوتارك گويد ، در جنگ با كراسّوس همين نكته يكى از جهات يأس روميها از بهرهمنديشان گرديد ، زيرا فهميدند ، كه اسلحهء پارتيها تمام شدنى نيست . يكى از شاهكارهاى پارتيها در وقت جنگ اين بود ، كه قشون خارجه را بداخله مملكت بكشانند و همواره عقب نشسته آذوقه را معدوم و چاههاى آب را پر كنند ، تا دشمن مستأصل گردد و پس از آن بر او از هرطرف بتازند و نيز جدّ داشتند ، كه
--> ( 1 ) - Tribulus .